فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
35
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
بجز خانوادههاى سه چهار نفر پرتغالى كه در اينجا تأهل اختيار كردهاند و چند سرباز پرتغالى ، بقيهء اهالى مسقط را بربرها - اعراب محلى - يهوديها و كافران تشكيل مىدهند . پرتغاليها و گروهى از كافران كه سرمايهاى دارند در هرمز و سند و سواحل عربستان و ايران تجارت مىكنند . يهوديها كه نزديك پانزده يا بيست خانواده هستند كاملا بىچيز و تيرهروزند و آنقدر در كار و عمل عاجز كه مىتوان گفت جز اسما كليمى نيستند . آنها معاش خود را از طريق خريد و فروش آذوقه يا جا دادن به زنان بدكارهء بربر - كه هنگام ورود يك ناوگان دريائى يا كشتيهاى تجارى ، به اميد جلب نفعى از دشت به شهر مىآيند - تأمين مىكنند . اين يهوديها به زبان عربى سخن مىگويند . همانطور كه گفتيم مانند همهء اهالى ديگر بسيار نادارند و جز خرما و شير و كمى برنج - آن هم در اعياد بزرگ - قوت و غذائى ندارند . به شيوهء اعراب فاس و مراكش و آن عده از بربرهاى غرناطه كه بسبب شورش از ديار خويش رانده شدهاند ، لباس مىپوشند - نهايت آنكه لباسشان نسبت به ديگران بسيار شندره و فقيرانه است . همچنين معمولا گروهى عرب كه در افريقاى شمالى و اسپانيا آنها را العرب « 32 » ؟ مىنامند از كشورهاى ديگر به مسقط مىآيند . اين اعراب چادرنشيناند و هر به چندگاه - به منظور چرانيدن گلههاى خود - تغيير مكان مىدهند . اينان علاقه دارند كه بيش از ساكنان ديهها و شهرها مورد اعتنا و توجه قرار گيرند و غالبا آنها را از روى لباسشان مىتوان شناخت كه عبارت است از يك كليچهء سفيد از موى بز و پشم كه تا پاشنهء پا مىرسد با آستينهائى به گشادى آستين كشيشان سن بنوا « 33 » و سن برنار « 34 » و باشلقى شبيه باشلق همان كشيشان كه بر سر مىاندازند . همگى ريش انبوه دارند و غرور و خشونت بسيار از چهره و رفتارشان نمايان است ، چنان كه با ديدن آنها آدمى به ياد صومعهاى از كشيشان پيش گفته مىافتد . بعضى از آنها باشلق سياه دارند كه
--> ( 32 ) Alarabe ( 33 ) Saint Benoit ( 34 ) Saint Bernard